پایگاه خبری تمدن لر ـ یادداشت ـ امروز، آسمان هم بغض سنگینی در گلو داشت و زمین زیر پای این دریای خروشان انسانیت، از شکوه و عظمت میلرزید. خیابانها، میدانها و کوچهها، دیگر گنجایش این حجم عظیم از دلدادگی و بیقراری را نداشتند. امروز، ایران اسلامی تنها یک پیکر را تشییع نکرد؛ بلکه قلبهای میلیونها عاشق و شیفته را به بدرقهی مردی فرستاد که تمام عمرش را وقف اعتلای این مرز و بوم کرده بود.
وقتی به این اقیانوس بیکران جمعیت نگاه میکردم؛ به چشمهای اشکبار پیر و جوان، و به قدمهای استواری که از راههای دور و نزدیک برای عرض ارادت آمده بودند، بیش از پیش به یک حقیقت بزرگ ایمان آوردم: «مردم، راه حق را میشناسند و هرگز آنان را در تاریخ گم نخواهند کرد.» این حضور میلیونی، این رستاخیز عظیم، نه تنها یک مراسم وداع، که یک قدردانی حماسی از سالها مجاهدت، صداقت و ایثار بود.
ای رهبر شهید! تو در میان ما چگونه زیستی که امروز، رفتنت اینگونه شانههای یک ملت را میلرزاند؟ تو چه رازی با خدای خویش در میان گذاشته بودی که اینچنین بذر محبتت در دلهای میلیونها انسان ریشه دواند؟ امروز، هر قطره اشکی که بر گونهها غلتید، گواهی بود بر خلوص نیت و عمل بیریای تو در مسیر خدمت به این آب و خاک.
ما امروز با پیکر خاکی تو وداع کردیم، اما با آرمانها، منش و راه و رسم تو هرگز. این سیل خروشان جمعیت، پیام روشنی برای تاریخ داشت؛ اینکه راه تو، که همان مسیر خدمت بیمنت، عشق به مردم و ایستادگی در پای ارزشها بود، هرگز بیرهرو نخواهد ماند.
پروازت به سوی افلاک و آرام گرفتنت در آغوش رحمت الهی گوارای وجودت باد. ما اینجا، با بغضی در گلو اما با ارادهای پولادین، عهد میبندیم که پرچم پرافتخار خدمت را که تو تا آخرین نفس برافراشته نگاه داشتی، بر زمین نگذاریم و در مسیر اعتلای ایران عزیز، گامهایی استوارتر برداریم.
سفرت به خیر ای مسافر آسمان؛ یادت در قلبهای ما و نامت در جریدهی تاریخ این سرزمین، تا ابد جاودانه خواهد ماند.
یادداشت: هادی کردعلیوند/کارشناس ارشد مطالعات فرهنگی و رسانه
http://tamadonlor.ir/fa/News/28793/بدرقه-در-آغوش-اقیانوسخداحافظ-ای-شانه-صبورِ-روزهای-سخت